اصلاح افکار عمومی برای اولین (ژاک نکه) وزیر دارای لوی 16 در فرانسه مطرح شد وی این اصطلاح را به منظور علت روی گردانی سرمایه گذران از بورس پاریس مطرح کرد وی گفت افکار عمومی قدرت ناپیداری است که بی محافظ و بی ارتش برای شهر و برای دربار پادشاهان قانون وضع می کند در قدیم و در مفهوم سنتی آن افکار عمومی معادل احساسات عقاید و اراده در سطح کلان باور های دینی و تعصٌب قومی ، ملی ، دین در برابر یک موضوع خاص تصور می شد اما امروزه افکار عمومی ضمیر باطن و پنهان یک ملت و بازتاب طبیعی یک اکثریت یک جامعه در برابر مسائل و رویداد ها قلمداد می شد
- نقطه نظر ها و احساسات در یک جامعه معین و در یک زمان نسبت به یک موضوع توسط مردم 2- علایق مشترک یک گروه درباره یک موضوع مشخص و واکنش آنها به عنوان نتیجه آن 3- پدیده ای است که هم شامل حقیقت و هم شامل موارد کذب می باشد که وظیفه مردان بزرگ می بایست این دو را از هم تفکیک و تشخیص داد 4- حاصل جمع قضاوت های فردی و اکثریت نیست بلکه قضاوت های همه اشخاص مستقل جدای از تعلق آنهاست 5- افکار عمومی مظهر اخلاقیات جامعه است و آن را بالاتر از دولت قرار میدهند 6- مجموعه ای از داوری های مردم درباره مسائل جاری جامعه است که در آن مسائل مورد پذیرش اکثریت افراد می باشد
- از دیدگاه جامعه شناسان : یعنی تعامل اجتماعی و ارتباطات که از طریق مطبوعات و رادیو تلویزیون انجام میگیرد 2- از دیدگاه دانشمندان علوم سیاسی : یعنی عزم و اراده ملی و وسیله برای نظارت اجتماعی 3- از دیدگاه روانشناسان اجتماعی : یعنی پدیده روانی اجتماعی قلمداد می شود و توجه به ویژگی های شخصیتی الگو های رفتاری که فرد در گروههای کوچک عضو آن می باشد
به طور کلی افکار شکل نمی گیرد مگر بر حسب شناختی که از برخی رویدادها و وضعیت ها داراست .برای پیشبینی جریان های افکار عمومی و درک بهتر آن شناخت لازم است واین یکی از اصول ثابت است به عبارت دیگر شناخت و آگاهی از جنبه های متغییر افکار عمومی می باشد به عنوان مثال ( جامعه یا افکار عمومیرا به عنوان یک ساختمان یا یک موجود زنده که دارای زندگی مخصوص به خود می باشد در نظر می گیریم که از قوانین معینی نیز پیروی می نماید و این فرض در مورد آگاهی از رویدادها و شناخت آنها نیز به ما کمک می کند با همه اینها گفته می شود آیا میان افکار عمومی و اجزای متشکله آن مطابقت کامل وجود ندارد ؟ آیا در عین حال رویدادهای که به اطلاع افراد می رسد به اطلاع مجموع آنها نیز که افکار عمومی را تشکیل می دهند نمی رسد ؟ باید گفت انتقال هر خبری شامل دو عمل است یکی مخابره و دیگری ضبط )
اشکال وارونه کردن ( قلب کردن ) اخبار و اطلاعات
1- اگر موضوع اقتصادی باشد وارونه کردن اخبار در جهتی انجام می گیرد که به نحو احسن دفاع از این منافع را تسهیل نماید به عنوان مثال ( اگر از افکار عمومی خواسته شود تا درباره ترقی قیمتها اظهار عقیده کنند ، ترقی قیمت ها را بیش از آنکه هست جلوه می دهند چون تعدادمصرف کنندگان بیش از تولید کنندگان است این به سود آدم زحمت کش نیست که هزینه زندگی افزایش پیدا کند ولی وقتی پیدا کرد نفع او در این است که این افزایش را مهم جلوه کند ) 2- اگر احساسات و هیجانات در بین باشد قلب شدن اخبار در جهت توجیه کردن اخبار انجام می گیرد به عنوان مثال ( یک نفر مومن معجزاتی را می بیند و می شنود که از نظر شخصی بی طرف پوشیده می ماند یا عالم اخلاق در همه جا زشتی و بدی لذا احساسات او را با توجه به آن زشتی و بدی تقویت می کند و یا در هنگام جنگ اخبار مربوط به دشمن بدون تحقیق پذیرفته می شود 3- اگر مسائلی در بین است که به یک هدف اجتماعی مربوط شود قلب شدن اخبار به صورتی انجام می گیرد که پیوستگی میان افراد در راستای تحکیم و پشتیبانی آن توجیه می شود ( به عنوان مثال : هنگام جنگ در خصوص ارتش خودمان ، موقعیت آن ، پیشروی های آن و ... نظر و عقیده ستایش آمیزی داریم چون اعتماد ما بیشتر می شود و در راه مبارزه پشتیبان ما می شود 4- قلب شدن اخبار به طور صادقانه ، نا آگاهانه ، غیر ارادی در همان جهتی انجام می گیرد که قلب شدن اخبار به طور آگاهانه ، ارادی برای دفاع از یک موقعیت فردی انجام می گیرد 5- هنگامی که انتقال خبر به وسیله شخص در پاسخ به یک سوال انجام می گیرد قلب شدن خبر کمتر است تا موردی که انتقال خود به خود سریع باشد به عبارت دیگر هر اندازه سوال با رسمیت بیشتر مطرح شود وقت بیشتری برای اندیشیدن وجود دارد لذا خبر کمتر قلب می شود
فرایند شکل گیری افکار عمومی
اصولا در زمینه چگونگی شکل گیری افکار عمومی سوالاتی مطرح می شود که افکار عمومی در چه محیط های و یا چه زمینه های ذهنی شکل می گیرند و نقش گروههای فشاردر این رابطه چگونه است در واقع افکار عمومی زمانی به وجود می آید که جامعه نسبت به یک موضوعی از خود واکنش نشان می دهد . بنابراین اشتراک فکری مردم با ویژگی های فرهنگی ، مذهبی افکار عمومی را شکل نمیدهند چرا که اشتراک فکری کامل در یک جامعه که همگی بر اثر یک موضوع توافق کلی دارند ، در این جامعه مورد نظر ظهور و بروز افکار عمومی مطرح نمی باشد (تشکل ها و احزاب سیاسی با استفاده از رسانه های جمعی سعی می کنند در روند شکل گیری افکار عمومی موثر باشند به عبارت دیگر از طریق وسایل ارتباط جمعی سعی می کنند افکار عمومی را به خود همنوا نمایند ) این گروه همواره باورهای خود را به اجتماع تحمیل می کنند و وسایلی که برای رسیدن مقاصدشان استفاده می کنند متفاوت می باشد
مسائل مداخله گر در فرایند شکل گیری افکار عمومی
الف) کانالهای ارتباطی که از طریق وسایل ارتباط جمعی مسائل را بعضاً مهم و با اهمیت جلوه می دهند « برجسته سازی » ب) موضوعات و مسائلی که بر اثر حوادث و اتفاقات رخ می دهند وسایل ارتباط جمعی به صورت آگاهانه در جامعه بازتاب می دهند ج) استفاده کنندگان از یک شبکه بخصوص منجر به این مطلب می شود که کیفیت ارتباطات و نوع فکر و اندیشه آنها در اثر مرور زمان مانند همان شبکه منحصر به فرد باشد
ریشه ها و چگونگی شکل گیری افکار عمومی
ابداع مفهوم افکار عمومی را به « ژان ژاک روسو » نسبت می دهند و ایشان افکار عمومی را مقاومت در برابرر تغییرات می داند و به عقیده او پیدایش افکار عمومی رابطه بسیار نزدیکی با نظام های دموکراتیک و گسترش روز افزون سواد دارد و همچنین پیوند بسیار نزدیکی با پیدایش رسانه ها دارد . نخستین اندیشه ها و تحلیل های علمی در این خصوص در پایان قرن 16 میلادی (1901 ) توسط « گابریل تارد » مطرح گردید و به عقیده او مفهوم افکار عمومی سیاسی نمی باشد و فقط از یک شکل اجتماعی که دریافت کننده نظرهای مختلف می باشد سخن می گوید . از سوی دیگر به عقیده « والتر لیپمن» افکار عمومی فقط حاصل جمع نظرهای خصوصی که به وسیله وسایل ارتباط جمعی در جریان اخبار قرار می گیرند نیست بلکه زمانی موجودیت پیدا می کند که نظرهای فردی تصور درستی
روش های متقاعد سازی یا شیوه های تاثیر گذاری بر افکار عمومی
به طور کلی برای تاثیر گذاری بر افکار عمومی از یک کارگذار حرفه ای می باشد استفاده می شود که این کارگذار حرفه ای در تبلیغ باید برای متقاعد ساختن هفت نقش زیر را ایفا نماید 1- برانگیختن احساس نیاز مردم نسبت به تغییر و قانع ساختن مخاطب، از سوی دیگر باید در جامعه به افکار مختلف مردم پاسخ های خاص را انتشار دادزیرا بی توجهی به آراء و عقاید مردم موجب بی تفاوتی اجتماع می شود 2- کارگذار تبلیغ باید با مخاطبان خود ارتباط برقرار کند یعنی ایجاد اعتماد و همدلی نماید وبا اعتبار بخشیدن به آنها رابطه برقرار کند 3- کاگذار باید مسائل مخاطبان را بررسی نماید تا بتواند با توجه به روش های مختلف نیاز آنها را براورده نماید که برای این کار باید خودش را در موقعیت آنها قرار دهد و مساعل را آنگونه ببیند که آنها می بینند 4- کارگذار میبایست پس از بررسی راه های دست یابی مخاطب به نیازها و اهداف او را تشویق به تغییر و نوآوری نماید 5- کارگذار می بایست نگرش مخاطبان را به رفتار تبدیل کند و نوعی آمادگی و تمایل و واکنش خاص در مقابل محرکها را در او به وجود می آورد 6- کارگذار می بایست به گونه ای موثر رفتار مخاطبان را به وسیله پیام های متنوع از قبیل تشویق یا پاداش تثبیت نماید 7- کارگذار در نهایت هدفی جز اغوائ ندارد یعنی موفقیت کارگذار منوط به استفاده دقیق از افراد و رهبران با نفوذ ، آگاه و معتقد در جامعه می باشد که از طریق تماس های شخصی می کوشد تصمیم گیری یاسی بوسیله سمبل های مانند پرچم ، سرود و ... حواس مخاطبان را تحت تاثیر قرار داده سپس این علامت و شعارهای تبلیغاتی با ظاهری عقلانی و خردورزانه هدف خود را عملی می کند
کارگروه مشاوران همیار کاندید
با کادری مجرب و متخصص در حوزه تبلیغات
بهترین مشاوران نامزدین انتخاباتی
برای موفقیت هستند
برای دریافت خدماتی چون:
آموزش و تدریس خصوصی.. حمایت رسانه ای در قالب راه اندازی سایت خبری و وبلاگ..
تهیه و ارائه الگوی موفق برنامه ریزی انتخاباتی..
ارائه ده جلد کتاب و ده ها مقاله مهم مدیریت تبلغات انتخاباتی در قالب DWD..کتاب و پاور پوینت
باما تماس بگیرید:
کارگروه مشاوران همیار کاندید
دفتر مرکزی تهران میدان انقلاب ساختمان مهستان
تماس 09122443570
علی راثی دکترای ژئوپلتیک